مسکن و ساختمان

گاه نوشته های رئیس سازمان نظام مهندسی(2)/طنز

صما، گروه طنز- چند روز مشغلۀ زیاد کاری باعث شد نتوانم در مورد کارها و خدمات دلسوزانه ای که در راستای دولت تدبیر و امید انجام می دهم برای شما گاه نوشته کنم. پس امروز که فرصت دست داد دومین گاه نوشته را خدمت شما می نویسم.

;چند وقت است که یک موضوعی ذهنم را خیلی مشغول کرده و آن فربه بودن دولت است که باعث شده دولت آن حالت چابکی را نداشته باشد. یادم است آن قدیم ها که جوان تر بودم، در دولت خدمت می کردم دولت خیلی نحیف و چابک و به قول معروف تیز و بز بود. بنده هم که مشاور رئیس جمهور هستم و بالطبع بیشتر این مسئله را می بینم به همین خاطر به ایشان پیشنهاد دادم همانطور که آدم های فربه با کم کردن وزن خود چابک و فرز می شوند ما هم بیاییم و دولت را کمی لاغر کنیم و یکی از بهترین راه های کاهش حجم و وزن دولت، خصوصی سازی است. دکتر گفت: حاج اکبر من مهندس نیستم، حقوقدانم! بیشتر توضیح بده ببینم چه راهکار عملی داری؟ گفتم: ما باید به جای دولت مداخله گر به سمت دولت سیاستگذار پیش برویم؛ دکتر گفت باز هم بیشتر توضیح بده؟ گفتم: یعنی در پروژه های عمرانی، پیمانکاران می بایست به سمت توسعه دهندگی پیش بروند. گفت باز هم توضیح بده؟ گفتم دقیقاً منظورم این است که پیمانکاران نمی توانند به روال قبل، پیمانکاری خود را ادامه دهند و دنبال پروژه هایی باشند که دولت به آنها پول بدهد و آنها هم پیمانکاری کنند. دکتر هم اون لبخند همیشگی خود را بر لب آورد و گفت: حاج اکبر الخیر فی ماوقع، همین پیشنهاد را اجرایی کنیم.

در دفتر کارم داشتم کارتابل ها را امضاء می کردم که در لیست کارهای روزانه سازمان دیدم که یک وقت ملاقات با ظریف گذاشته اند، برایم جای تعجب بود که آقای ظریف با من چکار دارد که وقت ملاقات گرفته؟ تنها می آید یا کاترین اشتون را هم همراه می آورد آخه اسم ظریف و کاترین مثل روز و شب همیشه با هم می آید. خلاصۀ کلام، درب باز شد و آقای ظریف آمد داخل با تعجب گفتم: ظریف جان چرا قدت بلند شده؟ چرا ریش پورفسوری ات را زده ای؟ موهایت چرا اینقدر بلند شده؟ در حالی که با من دست می داد، گفت: من سعید ظریف هستم مدیر عامل مجتمع رسانه ای صنعت ساختمان (سایت صما). گفتم: ببخشید من انتظار جواد ظریف را داشتم نه سعید ظریف (لینک عکس). خلاصه پس از کلی گپ و گفت و عکس انداختن به ایشان گفتم: شنیدم در سایت صما دربارۀ ما و سایر مدیران مسکن طنز می نویسید؟ گفت: بله اگه جسارت نباشه. البته اگر بعضی از آدم های بیکار و کم سواد -به قول آقای رئیس جمهور- خودشان را کاسۀ داغ تر از آش نکنند. گفتم یکی از اهداف دولت اعتدال این است که شادی و شادابی را به مردم هدیه بدهد و اگر از طنز نوشتن دربارۀ ما هم مردم شاد می شوند پس بنویسید و به قول معروف: بهل تا بگیرند بیکارها.

مطلب دیگری که می خواستم در مورد آن بنویسم بحث بیمۀ پروژه های بزرگ است که شرکت های بیمه گر می گویند باید یک شرکت مهندسی محاسبات ساخت را انجام دهد تا ما بیمه کنیم از طرف دیگر برخی دانشگاه ها مثل رگبار مهندس بیرون می دهند که متأسفانه زیاد تسلط علمی خوبی بر محاسبات ساختمان ندارند. به نظر من بهتر است یک سازمان نظارت و بازرسی تشکیل دهیم که هم جلو این مهندسان رگباری را بگیرد و به صورت تک تیر و به میزان نیاز کشور مهندس فارغ التحصیل کنند و هم بتوانند نظارت کافی بر اجرای پروژه های بزرگ و بیمۀ آنها داشته باشند. البته این که گفتم یک طرح خامی است که دارم آن را کارشناسی می کنم و هروقت حسابی پخته شد و قابل خوردن گردید در مورد آن اطلاع رسانی کرده و در آینده گاه نوشتۀ آن را می نویسم.

مطلب پایانی هم اینکه قرار است در تیرماه هفدهمین اجلاس هیئت عمومی سازمان نظام مهندسی را برگزار کنیم و از الان در فکر ارسال دعوت نامه و لیست مهمانان هستم حاج عباس( عباس آخوندی) و حاج بیژن( بیژن زنگنه) که نمی توانند دعوت من را رد کنند فقط می ماند آقای دکتر، می خواهم هر جور شده دکتر(دکتر روحانی) را دعوت کنم تا یک سخنرانی هم داشته باشد و یک صفایی به اجلاس مهندسان بدهد فقط امیدوارم بهانه نیاورد که من مهندس نیستم، حقوقدانم! و دعوت ما را رد کند. پس منتظر باشید تا در گاه نوشتۀ بعدی در این باره بیشتر ; بنویسم.

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا