گاه نوشته های وزیر مسکن (5)/ طنز
صما، گروه طنز- پس از چند روز وقفه که به خاطر مشغلۀ زیاد بود امروز تصمیم گرفتم از فرصت پیش آمده استفاده کرده و یک گاه نوشته تقدیم شما عزیزان کنم و شما را در جریان قطره ای از دریای کارها و فعالیت ها و مشقاتی که این حقیر در راستای خدمت به راه و خدمت به مسکن و خدمت به مردم انجام می دهم را- البته بدون منت و ریا- خدمت شما عرض کنم.
;
مشغول خواندن طرح حقوق شهروندی که خودم نوشته ام بودم و لذت آن را می بردم که گوشی ام زنگ زد، جواب دادم دیدم حاج عزت است گفت سری به ما نمی زنی حاج عباس؟ یک شب بیا تلویزیون یک گپ و گفتی با مجریای ما بزن و مردم رو از وضعیت راه و ساختمان خبردار کن؟ (حسرت به دل ما ماند که این حاج عزت یک بار ما را دکتر صدا کند). گفتم شما امر بفرمایید مهندس ضرغامی عزیز، ما خدمت می رسیم. گفت: پس دکتر آخوندی عزیز شب در برنامه تلویزیون منتظر شما هستیم. لبخند ملیحی بر لب زدم و قبول کردم. شب کلی مطلب راجع به راه و خطوط ریلی و هوایی جمع کردم که مبادا به من ایراد بگیرند که چرا فقط دربارۀ مسکن صحبت می کنی و برنامه ای برای راه نداری. در برنامه تلویزیونی راجع به حمل و نقل ریلی و گسترش و توسعۀ حمل و نقل ریلی و مزیت آن نسبت به حمل و نقل جاده ای صحبت کردم. نظراتی دربارۀ بالا بودن امنیت مسافرت ریلی و کاهش مصرف انرژی در استفاده از قطار نسبت به حمل و نقل جاده ای عنوان نمودم. نظراتی هم دربارۀ بالا بودن امنیت مسافرت ریلی و کاهش مصرف انرژی در استفاده از قطار نسبت به حمل و نقل جاده ای عنوان کردم و قس علی هذا،اتفاقاً خیلی برنامۀ خوبی بود و تمام معاونان بنده بدون استثناء گفتند که کلی از تسلط بنده بر مسائل راه و راهداری تعجب کرده اند و غبطه خورده اند- راست و دروغش هم پای خودشان- فردای آن روز آقای دکتر( دکتر روحانی) تماس گرفتند. خیلی نگران شدم فکر کردم از اینکه با تلویزیون مصاحبه کرده ام ناراحت شده است آخه زیاد دل خوشی از بر و بچه های حاج عزت ندارد چون اجازه نمی دهند خودمان مجری ها را انتخاب کنیم اما وقتی گفت می خواهد برای بازدید به وزارتخانه بیاید نفس راحتی کشیدم و خیالم راحت شد که برنامه را از تلویزیون ندیده. دستور دادم وزارتخانه را آب و جارو کنند و کمی گل و شیرینی و آب معدنی و خرما و چای و غیره بخرند و روابط عمومی هم با یک پارچه نویسی، مقدم دکتر(دکتر روحانی) را گرامی بدارد. آقای دکتر( دکتر روحانی) تشریف آوردند و راجع به حمل و نقل ریلی و گسترش و توسعۀ حمل و نقل ریلی و مزیت آن نسبت به حمل و نقل جاده ای صحبت کردند. نظراتی دربارۀ بالا بودن امنیت مسافرت ریلی و کاهش مصرف انرژی در استفاده از قطار نسبت به حمل و نقل جاده ای عنوان نمودند که بسیار برایم جالب بود و همانجا احساس کردم که برنامۀ بنده را از تلویزیون دیده چون خیلی از حرف های خودم را تکرار کرد. آخر جلسه هم درحالی که همان لبخند معروفش گوشۀ لبش بود؛ خم شد و در گوشم گفت: «حاج عباس من مهندس ساختمان نیستم حقوقدانم، ولی یک فکری به حال این وضعیت مسکن ; کن».
خلاصه این بازدید هم به خوبی و خوشی گذشت و من هم معاونان را جمع کردم و فیلم دیدار و سخنان آقای دکتر (دکتر روحانی) را دوباره گذاشتیم و نگاه کردیم تا دستورات را ایشان بیشتر به خاطر بسپاریم و هرجا هم اختلاف نظری پیش می آمد می زدیم عقب و تصویر آهستۀ سخنان ایشان را گوش می کردیم که یکی از معاونان به شوخی گفت: ماشاالله جناب رئیس جمهور خودشان تصویر آهسته صحبت می کنند به نظرم اگر ما دور تند تصویر را ببینیم بیشتر فرمایشات ایشان را متوجه می شویم و پس از پایان جلسه هم دستور دادم که کسی حق ندارد واگن های دست دوم برای حمل و نقل ریلی کشور خریداری کند و تا می توانند از ظرفیت ; تولید داخلی استفاده کنند هر چند نمی دانم چرا این خارجی های لامذهب واگن های با کیفیت تری تولید می کنند. الان اهل منزل SMS زدند که سر راه دو تا سنگک بخرم پس گاه نوشته را همین جا تمام می کنم و می روم.
;
;
;




