
- کرمانشاه رتبه نخست استخراج قیر طبیعی کشور را دارد اما بخش عمده آن خام فروخته میشود.
- استاندار کرمانشاه خامفروشی بیش از ۹۰ درصدی معادن استان را چالش اصلی بخش معدن دانسته است.
- واحد فرآوری قیر طبیعی در شهر صنعتی کرمانشاه با وجود تجهیزات و سابقه تولید، سالهاست از چرخه تولید خارج شده است.
- کارشناسان بر تکمیل زنجیره ارزش از اکتشاف تا بازار و اتصال ظرفیتهای دانشگاهی، صنعتی و معدنی تأکید دارند.
به گزارش صما، قیر طبیعی برای کرمانشاه ماده تازهای نیست؛ سالهاست از معادن استان استخراج میشود و کرمانشاه رتبه نخست استخراج قیر طبیعی را به خود اختصاص داده است. گروههای مختلف معدنی، صنعتی و دانشگاهی روی آن کار کردهاند.
با این حال، وقتی پای تبدیل این ماده به محصول نهایی و ایجاد ارزش افزوده در داخل استان به میان میآید، هنوز فاصله زیادی میان ظرفیت موجود و آنچه در عمل اتفاق میافتد، دیده میشود.
این مسئله در بیستوهشتمین جلسه شورای معادن استان دوباره روی میز آمد؛ اما این بار بحث فقط بر سر احداث یک واحد فرآوری نبود. از اکتشاف و میزان واقعی ذخایر گرفته تا شیوه استخراج، تجهیزات آزمایشگاهی، فناوری فرآوری، تولید محصول، استاندارد، سرمایهگذار و بازار، هر کدام بخشی از زنجیرهای بودند که حاضران معتقد بودند باید کنار هم قرار بگیرند.
خامفروشی از همان معدن شروع میشود
مسئله قیر طبیعی را اگر از زاویه اقتصاد معدن نگاه کنیم، داستان از جایی شروع میشود که ماده معدنی از زمین بیرون میآید و خیلی زود راه خود را به بازار پیدا میکند؛ در حالی که ارزش اصلی میتواند در مراحلی ساخته شود که بعد از استخراج قرار دارند.
این مسئله فقط درباره قیر طبیعی نیست. استاندار کرمانشاه نیز اخیراً خامفروشی بیش از ۹۰ درصدی معادن استان را یکی از چالشهای این بخش دانسته و برای فرآوری قیر طبیعی، تشکیل کارگروهی با حضور صمت، دانشگاه رازی، پارک علم و فناوری و بخش خصوصی را مطرح کرده است.
قیر طبیعی سالهاست یکی از مواد معدنی شاخص کرمانشاه به شمار میرود و سابقه گزارشهای رسمی درباره ظرفیت بالای استان در استخراج و ذخایر این ماده به سالهای گذشته نیز برمیگردد؛ با این حال، مسئلهای که امروز دوباره مطرح شده، چگونگی عبور از فروش ماده خام به سمت تولید محصول است.
محمدعارف ابراهیمی، رئیس خانه معدن استان کرمانشاه، بحث را از نقطهای آغاز کرد که شاید کمتر در گفتوگوهای مربوط به فرآوری قیر طبیعی دیده میشود: اکتشاف. او معتقد است پیش از آنکه درباره کارخانه، فناوری یا سرمایهگذاری صحبت شود، باید معلوم باشد چه میزان ذخیره در اختیار داریم و کیفیت این ذخایر چیست.
اطلاعات موجود در برخی محدودههای معدنی، به گفته ابراهیمی، برای تصمیمگیری یک سرمایهگذار بزرگ کافی نیست. وقتی ذخیره دقیق مشخص نباشد، سرمایهگذار نمیتواند با اطمینان درباره ورود به یک طرح فرآوری تصمیم بگیرد.
اینجاست که اکتشاف از یک موضوع صرفاً زمینشناسی به مسئلهای اقتصادی تبدیل میشود. سرمایهگذاری که قرار است برای تجهیزات، فناوری و خط تولید هزینه کند، باید بداند ماده اولیه این خط تولید تا چه میزان در دسترس خواهد بود.
ابراهیمی بر استفاده بیشتر از ظرفیت سازمان زمینشناسی و متخصصان اکتشاف تأکید دارد و معتقد است: توسعه باید از همین نقطه آغاز شود؛ یعنی ابتدا تصویر دقیقتری از ذخایر به دست بیاید و بعد سراغ سرمایهگذاری و فرآوری رفت.
جهانبخش مرجانی، رئیس انجمن صنفی معادن قیر طبیعی گیلانغرب و از فعالان باسابقه این حوزه نیز روی همین مسئله دست میگذارد. او که نزدیک به سه دهه در حوزه قیر طبیعی فعالیت داشته، معتقد است سرمایهگذار برای ذخیرهای که میزان آن مشخص نیست، فناوری و سرمایه بلندمدت وارد نمیکند.
به بیان دیگر، کارخانه بدون خوراک مطمئن، یک سرمایهگذاری پرریسک است. بنابراین اکتشاف و فرآوری نباید دو پروژه جدا از هم دیده شوند؛ شناخت ذخیره باید جلو برود و تحقیق برای تولید محصول نیز همزمان ادامه پیدا کند.
حتی استخراج هم نیاز به دانش دارد
یک مرحله قبل از کارخانه هم نیازمند بازنگری است؛ خودِ استخراج. یکی از کارشناسان حاضر در شورای معادن معتقد است بخشی از مشکلات قیر طبیعی از معدن آغاز میشود. در برخی محدودهها، استخراج همچنان با روشهای سنتی انجام میشود و شناخت کافی از مسیر رگهها و ادامه ذخیره وجود ندارد.
این نگاه، تعریف خامفروشی را هم کمی گستردهتر میکند. مسئله فقط این نیست که قیر استخراجشده بدون فرآوری فروخته میشود؛ اگر ماده اولیه با روش علمی و کمهزینه استخراج نشود و کیفیت خوراک ورودی قابل پیشبینی نباشد، مرحله بعدی هم با مشکل روبهرو خواهد شد.
به همین دلیل، دانش فنی باید از معدن شروع شود؛ از اکتشاف و شناخت رگهها گرفته تا روش استخراج و آمادهسازی ماده اولیه برای فرآوری.
یک کارخانه آماده، اما سالها در انتظار فناوری
یک نمونه مشخص از فاصله میان ظرفیت موجود و تولید واقعی، واحد فرآوری قیر طبیعی در شهر صنعتی کرمانشاه است؛ واحدی که به گفته حاضران، تجهیزات لازم را در اختیار دارد و سابقه تولید و صادرات نیز داشته، اما سالهاست از چرخه تولید فاصله گرفته است.
طبق توضیحات ارائهشده در جلسه روز گذشته، دانش فنی اولیه این واحد در سالهای گذشته از پژوهشگاه صنعت نفت دریافت شده و محصولاتی بر پایه قیر طبیعی تولید شده است. حتی از صادرات این محصولات به چند کشور نیز سخن گفته شد.
اما ادامه کار به دانش فنی تازهتر نیاز دارد؛ بهخصوص اگر هدف، تولید محصولاتی باشد که ارزش افزوده آنها از فروش ماده خام بیشتر است.
این تجربه نشان میدهد راهاندازی خط تولید پایان مسیر نیست. فناوری باید بهروز شود، واحد تحقیق و توسعه کنار تولید قرار بگیرد و محصول متناسب با نیاز بازار تغییر کند.
در کنار این تجربه صنعتی، جهاد دانشگاهی کرمانشاه نیز سابقه کار روی تبدیل قیر طبیعی به محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر را دارد و تولید کربن فعال از این ماده یکی از مسیرهایی بوده که برای عبور از فروش خام دنبال شده است.
بنابراین مسئله کرمانشاه فقط «نداشتن کارخانه» نیست؛ بخشی از تجهیزات و تجربه صنعتی وجود دارد، اما ارتباط میان این ظرفیتها و دانش روز هنوز کامل نشده است.
فاصله آزمایشگاه تا خط تولید
علیاشرف درخشان، دکترای شیمی و عضو هیئت علمی دانشگاه رازی، سالهاست روی قیر طبیعی کار میکند و نگاهش بیشتر متوجه مرحلهای است که معمولاً بین دانشگاه و صنعت گم میشود: مقیاسکردن یک ایده آزمایشگاهی تا رسیدن به محصول صنعتی.
در گروه شیمی دانشگاه رازی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران روی ترکیبات و کاربردهای مختلف قیر طبیعی کار کردهاند، اما به گفته درخشان، تجهیزات آزمایشگاهی بهتنهایی برای رساندن این ایدهها به خط تولید کافی نیست.
یک نمونه ممکن است در آزمایشگاه جواب بدهد، اما وقتی حجم تولید بالا میرود، مسائل دیگری خودش را نشان میدهد؛ کیفیت ماده اولیه، میزان ناخالصی، شرایط فرآیند، مصرف انرژی، هزینه تولید و ثبات کیفیت محصول.
برای همین، درخشان روی ایجاد تجهیزات و زیرساخت پایلوت و نیمهصنعتی تأکید دارد؛ مرحلهای که محصول آزمایشگاهی را به شرایط نزدیک به تولید واقعی میرساند.
یکی از مباحث تخصصی او، تصفیه قیر طبیعی است. میزان خاکستر و سایر ناخالصیها در قیر طبیعی میتواند بر نوع مصرف آن اثر بگذارد و بسته به کاربرد، ممکن است نیاز به تصفیه فیزیکی یا شیمیایی وجود داشته باشد.
بعد از این مرحله، ماده میتواند وارد فرمولاسیون محصولات مختلف شود. درخشان از کاربردهای بالقوه قیر طبیعی و گیلسونایت (Gilsonite) در حوزههایی مانند چسبها و رزینها، پوششها، عایقها، جوهرها، برخی کاربردهای نفت و گاز و پتروشیمی، مصالح ساختمانی و افزودنیهای مرتبط با راهسازی سخن گفت.
نکته مهم همینجاست؛ ارزش افزوده فقط با «بیشتر استخراج کردن» ایجاد نمیشود. مادهای که از معدن خارج میشود، اگر تبدیل به یک محصول با مشخصات فنی، کاربرد مشخص و بازار مشخص شود، ارزش اقتصادی متفاوتی پیدا میکند.
یک محصول؛ از ایده تا آزمون بازار
یکی از نمونههایی که درخشان معرفی کرد، محصولی بر پایه قیر طبیعی و پلیمرهای داخلی برای آببندی و عایقکاری بود. این محصول برای استفاده روی سطوحی مانند سیمان، آسفالت و فلز و برخی سازههای مرتبط با آب طراحی شده و مراحل آزمایش و توسعه آن دنبال میشود.
اما فاصله میان ساخت نمونه و ورود به بازار همچنان وجود دارد. محصول باید آزمونهای لازم را پشت سر بگذارد، مشخصات فنی آن تثبیت شود و استاندارد مورد نیاز برای تولید و مصرف آن مشخص باشد.
استاندارد در اینجا فقط یک مجوز اداری نیست؛ برای سرمایهگذار و مصرفکننده، معیاری است که نشان میدهد محصول تولیدشده در هر بار تولید، همان ویژگیهای فنی مورد انتظار را دارد.
درخشان از پیگیری موضوع استاندارد با سازمان ملی استاندارد و نهادهای تخصصی مرتبط خبر داد؛ حلقهای که بدون آن، بسیاری از محصولات جدید ممکن است در همان مرحله آزمایشگاهی باقی بمانند.
نمونههای دیگری نیز برای استفاده از قیر طبیعی در پوششها و مواد مورد استفاده در صنعت سیم و کابل مطرح شد؛ محصولاتی که برای رسیدن به مرحله تولید تجاری هنوز به پژوهش، آزمون و توسعه فنی نیاز دارند.
هرکس یک گوشه کار را بگیرد
طهماسب نجفی، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری کرمانشاه، یکی از مشکلات قدیمی این حوزه را پراکنده بودن فعالیتها میداند. به گفته او، افراد و مجموعههای مختلفی طی سالهای گذشته روی قیر طبیعی کار کردهاند، اما بخشی از این فعالیتها موازی بوده و گاهی مجموعههایی که روی موضوعات نزدیک کار میکنند، از توانایی و تجربه یکدیگر اطلاع کافی ندارند. این مسئله باعث میشود زمان و هزینه دوباره صرف کاری شود که بخشی از مسیر آن قبلاً طی شده است.
پیشنهاد نجفی، شناسایی استادان، متخصصان، معدنکاران و مجموعههایی است که در این حوزه تجربه دارند تا مشخص شود هرکدام چه کاری انجام دادهاند و چه بخشی از زنجیره هنوز روی زمین مانده است.
اتفاقاً گزارشهای منتشرشده درباره همین موضوع نیز نشان میدهد مسئله ارتباط میان ظرفیتهای علمی و اجرایی در فرآوری قیر طبیعی از سوی مدیریت استان بهعنوان یک مانع جدی مطرح شده و بر کنار هم قرار گرفتن دانشگاه، دستگاههای اجرایی و بخش خصوصی تأکید شده است.
دولت قرار نیست جای سرمایهگذار را بگیرد
نجفی در کنار این موضوع، نقش بخش خصوصی را پررنگ میداند. از نگاه او، دولت باید مسیر را برای سرمایهگذار باز کند؛ نه اینکه خودش جای بخش خصوصی را در تولید بگیرد.
برای شروع هم قرار نیست همه محصولات ممکن از قیر طبیعی یکباره وارد خط تولید شوند. پیشنهاد مطرحشده این است که چند محصول مشخص با قابلیت فنی و اقتصادی انتخاب شود و سرمایهگذاری از همان نقاط آغاز شود.
در این مدل، دانشگاه بعد از راهاندازی واحد تولیدی هم کنار نمیرود. تحقیق و توسعه باید ادامه داشته باشد تا محصول موجود بهبود پیدا کند و محصولات جدید نیز به تدریج به سبد تولید اضافه شوند. این نگاه با تجربه واحدهای فرآوری که در سالهای گذشته ایجاد شده اما به دلیل فاصله گرفتن از فناوری و بازار متوقف ماندهاند، ارتباط مستقیم دارد.
سرمایهگذار قبل از کارخانه، ذخیره را میبیند
حرف و نقل ابراهیمی و مرجانی در نهایت به یک نقطه مشترک میرسد: ذخیره باید دقیق شناخته شود. کسی که قرار است برای خط فرآوری هزینه کند، باید بداند ماده اولیه این خط از کجا تأمین میشود و چه میزان ذخیره قابل اتکا وجود دارد.
این موضوع در گزارشهای قدیمیتر حوزه معدن کرمانشاه نیز مطرح بوده است. سالها قبل، مسئولان استان از سهم بالای کرمانشاه در ذخایر قیر طبیعی کشور سخن گفته بودند، اما همزمان نبود فرآوری و خامفروشی را مانع تبدیل این ظرفیت به ارزش افزوده و اشتغال عنوان کرده بودند.
بنابراین یکی از قدمهای جدی، بهروزرسانی اطلاعات اکتشافی و تبدیل دادههای موجود به اطلاعاتی است که برای سرمایهگذار قابل استفاده باشد. اگر قرار است چند واحد صنعتی در این حوزه شکل بگیرد، سرمایهگذار باید بداند خوراک این واحدها برای چه مدتی در دسترس است، کیفیت آن چگونه تغییر میکند و استخراج با چه هزینهای امکانپذیر خواهد بود.
قیر طبیعی؛ از معدن تا بازار
اگر حرفهای معدنکار، پژوهشگر و مدیر اجرایی را کنار هم بگذاریم، مسیر تقریباً مشخص است. کار از اکتشاف دقیق شروع میشود؛ بعد به استخراج علمی میرسد، سپس فرآوری و تصفیه انجام میشود و محصول باید در مقیاس پایلوت آزموده شود. بعد از آن، نوبت استاندارد، تولید صنعتی، تجاریسازی و بازار است.
هرکدام از این حلقهها اگر جدا بماند، مسیر دوباره به همان نقطه اول برمیگردد؛ ماده از معدن خارج میشود و پیش از آنکه بخش قابل توجهی از ارزش افزودهاش در استان ایجاد شود، به بازار ماده خام میرسد.
اما اگر این حلقهها به هم وصل شوند، حتی ظرفیتهای موجود نیز معنای دیگری پیدا میکنند؛ دانشگاهی که دانش فنی دارد، معدنکاری که ماده اولیه را میشناسد، واحد صنعتی که تجهیزات در اختیار دارد و بخش خصوصی که میتواند سرمایه و بازار را وارد کند.
مسئله اصلی، ارزش افزودهای است که هنوز کامل نشده
قیر طبیعی کرمانشاه برای فاصله گرفتن از خامفروشی لزوماً به یک پروژه منفرد نیاز ندارد؛ به ارتباط میان پروژهها و ظرفیتهای موجود نیاز دارد. اکتشاف باید به استخراج وصل شود، استخراج به فرآوری، فرآوری به تولید محصول، تولید به استاندارد و استاندارد به بازار.
بخشی از این مسیر همین حالا هم در استان وجود دارد؛ از تجربه چندینساله معدنکاران و واحدهای صنعتی گرفته تا پژوهشهای دانشگاهی و نمونههایی که در مسیر تولید محصولات جدید قرار گرفتهاند. و چالش اصلی، کنار هم قرار دادن همین قطعات است.
اگر این اتصال شکل بگیرد، قیر طبیعی دیگر فقط مادهای که از معدن خارج و فروخته میشود نخواهد بود؛ میتواند خوراک مجموعهای از محصولات باشد که بخش بیشتری از ارزش آن در داخل کرمانشاه ساخته میشود.




