رامبد ایلخانی | معمار و مدیر آتلیه طراحی شیفت
خانه دوم در شمال باید بر اساس اشتیاق به تجربه زندگی طراحی شود

- ایلخانی: خانه دوم بر پایه اشتیاق به تجربه زندگی شکل میگیرد و نباید با تیپولوژی خانه اول طراحی شود
- پروژه ایوان چالوس با واحدهای منعطف، پارتیشنهای متحرک و مبلمان جمعشونده طراحی شده است
- تراسها در خانه دوم بخشی از فضای اصلی زندگی هستند و نسبت آنها با منظر دریا و جنگل تعیینکننده است
- خانه دوم به مشاعات گستردهتری مانند استخر، گیمروم، کافه و لابیهای چندسطحی نیاز دارد
رامبد ایلخانی، معمار و مدیر آتلیه طراحی شیفت، در روز دوم بیستوچهارمین اجلاس و نمایشگاه سازندگان، توسعهگران و طراحان کشور، با مرور روند تاریخی شکلگیری «شمال» بهعنوان مقصد گردشگری، از تفاوت خانه اول و خانه دوم سخن گفت و پروژه «ایوان چالوس» را نمونهای از طراحی منعطف، مشاعاتمحور و متناسب با الگوی اقامت کوتاه و میانمدت معرفی کرد.
به گزارش صما، رامبد ایلخانی سخنان خود را با یک مرور تاریخی آغاز کرد و گفت واژه «شمال» در معنای امروزیِ آن، یعنی مقصدی برای سفر و اقامت، بهتدریج از میانه قرن چهاردهم شمسی وارد ادبیات عمومی شد. به گفته او، توسعه راهها، هتلها، پلاژها و شهرکهای ویلایی در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ باعث شد نوار شمالی کشور از مجموعهای از شهرهای مستقل به یک مقصد گردشگری مشترک در ذهن جامعه تبدیل شود.
ایلخانی توضیح داد که در دوره پیش از انقلاب، توسعه زیرساختهای عمومی گردشگری در کنار شهرکهای ویلایی و مراکز اقامتی با سرعت بیشتری دنبال میشد، اما پس از انقلاب و محدودشدن بخشی از فعالیتهای ساحلی، توسعه فضاهای عمومی گردشگری کند شد و ساختوساز خصوصی، بهویژه ویلاسازی، سهم بیشتری پیدا کرد. او این تغییر را یکی از نقاط عطف در شکلگیری الگوی سکونت و گردشگری شمال دانست.
این معمار سپس به موج جدید مهاجرت و اقامت در شمال پرداخت و گفت در دو دهه اخیر، مشکلاتی مانند کمآبی، آلودگی هوا و فشارهای زیستی در کلانشهرها، در کنار بحرانهایی مانند کرونا و جنگ، میل به اقامت دائم یا نیمهدائم در شمال را افزایش داده است. به اعتقاد او، همین تغییر رفتار، بار دیگر توسعه آپارتمانهای مسکونی و هتلها را به یکی از جریانهای اصلی ساختوساز در مازندران تبدیل کرده است.
ایلخانی برای تحلیل این تغییر، سه الگوی اقامت را از هم تفکیک کرد: اقامت دائم ساکنان محلی و مهاجران، اقامت کوتاهمدت با محوریت هتل و اقامت کوتاه یا میانمدت مستمر با محوریت «خانه دوم». او گفت در شرایط امروز، بخش قابل توجهی از تقاضا در مازندران به خانه دوم اختصاص دارد و همین مسئله باید در معماری و برنامهریزی پروژهها دیده شود.
او تفاوت اصلی خانه اول و خانه دوم را در محرک شکلگیری آنها دانست و توضیح داد: خانه اول معمولاً پاسخی به «نیاز به مسکن» است، در حالی که خانه دوم بیشتر بر پایه «اشتیاق به تجربه زندگی» شکل میگیرد. از همین رو، به گفته ایلخانی، نمیتوان خانه دوم را با همان تیپولوژی و برنامه فضایی خانه اول طراحی کرد؛ زیرا تعداد استفادهکنندگان، زمان حضور، نوع فعالیتها و شیوه استفاده از فضا در خانه دوم متغیرتر است.
ایلخانی با اشاره به پروژه ایوان چالوس گفت در طراحی این پروژه تلاش شده واحدهای کوچکتر، انعطافپذیرتر و قابل تغییر باشند. او توضیح داد برخی واحدها با پارتیشنهای متحرک و مبلمان جمعشونده طراحی شدهاند تا در طول روز به فضای یکپارچه برای دورهمی و در شب به فضاهای مستقل خواب تبدیل شوند. به گفته او، این انعطافپذیری به پروژه اجازه میدهد پاسخگوی الگوهای متفاوت حضور خانواده، مهمان و فرزندان باشد.
وی بر اهمیت تراس و فضای باز در خانه دوم نیز تأکید کرد و گفت در اقامت شمالی، بخشی از زندگی روزمره عملاً به فضای باز منتقل میشود؛ بنابراین تراس نمیتواند صرفاً یک عنصر فرعی یا تزئینی باشد. او افزود که در پروژه ایوان چالوس، تراسها بهعنوان بخشی از فضای اصلی زندگی دیده شدهاند و نسبت آنها با منظر دریا و جنگل در طراحی واحدها نقش تعیینکننده داشته است.
ایلخانی بخش دیگری از ارائه خود را به «سبک زندگی جمعی» اختصاص داد و گفت خانه دوم به مشاعات گستردهتر و متنوعتری نیاز دارد. او از فضاهایی مانند استخر، گیمروم، اتاق موسیقی، کافه، رستوران، فضاهای منظرگاهی و لابیهای چندسطحی بهعنوان بخشهایی یاد کرد که در پروژه ایوان چالوس برای پاسخ به همین سبک زندگی پیشبینی شدهاند.
این معمار در ادامه فرآیند شکلگیری حجم پروژه را تشریح کرد و گفت به دلیل ابعاد سطح اشغال و ضرورت تأمین نور و دید، توده اصلی به سه بخش تقسیم شد. این سه بخش بهگونهای جهتگیری کردهاند که تا حد امکان مانع دید و نور یکدیگر نباشند و با حرکت به سمت طبقات بالاتر، فرم پروژه بهتدریج تغییر کند. او افزود که در نهایت، ساختار دسترسی مرکزی و آرایش تودهها با ملاحظات اقتصادی، سازهای و شهرسازی هماهنگ شده است.
ایلخانی در جمعبندی تأکید کرد که خانه دوم در شمال باید از تقلید الگوی آپارتمان شهری فاصله بگیرد. به گفته او، اگر محرک خرید خانه دوم «تجربه» است، معماری نیز باید این تجربه را در مقیاس واحد، تراس، مشاعات، فرم ساختمان و ارتباط با منظر بازتعریف کند.
تنظیم و ویرایش: تحریریه مجله ساختمان – مجتمع رسانهای ساختمان صما




